رهبرم

مادرم بشارتت باد که حسینت را فدای حسینت کردی ....
شهید حسین جعفری
سلام دوستای عزیز شرمنده فعلا نمیتونم وبلاگمو آپدیت کنم
از همین جا از همه ی شما تشکرمیکنم که تا الان به وبلاگم تشریف آوردید
سلام مخصوص به حاج آقا موحدی ، حاج آقا موحوی اگه یاد تون باشه پارسال درمورد شهادت نصیحتم کردید
قولی که دادم انجام دادم همه ی حرفایی که گفتید آویزه ی گوشم کردم سعی کردم به همشون عمل کنم
امسال منو خواهرم تونستیم خادم الشهدا بشیم خیلی تلاش کردیم شمارو پیداکنیم ولی متاسفانه نشد
از همین جا ازلطفهایی که در حق ماداشتید از شما تشکرمیکنیم

خدا
اگر بندگانم بدانند كه من چقدر به ياد آنها هستم، از فرط شادي خواهند مرد!!
یکی هست ...
هروقت بخوای میتونی باهاش حرف بزنی
زمان و مکان نداره
هرجا ی دنیا باشی میتونی باهاش حرف بزنی
همیشه ت دسترسه
میگن مهربون ترین
میگن حرف دلتو خوب میدونه
به حرفای دلت خوب گوش میده
میگن حرف زدن باهاش آرام بخش
من خیلی دوسش دارم خیلی خیلی
اون خدای منه
اون همه کس منه
اون تمام ....

گفتم: چه میدانم، لابد این طوری خوشتیپ تری!!!
گفت: نچ!!!
گفتم: خب لابد فهمیدی این طوری حجابت کاملتره مثلاً!!!
گفت: نچ!!!
گفتم: ای بابا!!! خب لابد عاشق یکی شدی، اون گفته اگه چادر بپوشی بیشتر دوستت دارم!!
گفت: نزدیک شدی!!!
گفتم: آها!!! دیدی گفتم همه ی قصه ها به ازدواج ختم میشوند؟ دیدی!!!
گفت: برو بابا… دور شدی باز...
گفتم: خب خودت بگو اصلاً...
گفت: یک جایی شنیدم چادر، لباس “حضرت زهرا”ست، خواستم کمی شبیه “حضرت زهرا” باشم...